خانه / فرهنگی / ایل یاد

ایل یاد

شعر وادبیات ایلی  ایل یاد شعری از سیروس بصیری

ایل من

مثل طفلی که کرده گم ایلش

هاج و واجم میان این صحرا

کوه تا کوه گشته ام هرسو

خوب گم گشته ام نشد پیدا

خانه خانه،کپر کپر،چادر

همه هستند و ایل من اما

آنچه باید،نبایدی شده است

روز جوشیدن نبایدها

محو گردیده در افق ایلم

یا به قشلاق رفته مهر و وفا

تا بپرسم از آنکه کوچیده

با تمام صفایش از دنیا

من شدم گم و یا که خوبی ها

شده گم زیر گنبد مینا

(سیروس بصیری منتشرشده در باصری آنلاین )

آیسل بیرمی باصری

ایل باصری

درباره ی علیرضا عزیزی

همچنین ببینید

لاله دل داغ ایل علی نقی مختاری

تاخدای گل شیرین روی حاجی خان را سیاه کند که پسر زاییدن دست خداست نه شیرین !!!!

تاخدای گل شیرین روی حاجی خان را سیاه کند که پسر زاییدن دست خداست نه …

2 دیدگاه

  1. بسیار زیبا و دوست داشتنی 👏👏👏👏👏👏👏👏

  2. درود بر ایل بزرگ باصری
    درود بر علیرضا خان عزیزی
    و ممنون از تلاش های بی وقفه شما بزرگواران برای رساندن پیام ایل به جامعه
    برای من همراهی و همسویی با شما سعادت است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *