خانه / فرهنگی / بی قرار کوچ شعری از قدرت اله مهرابی

بی قرار کوچ شعری از قدرت اله مهرابی

بی قرار کوچ  شعری از قدرت اله مهرابی است که به بیان دل تنگی های مردی ایلیاتی می پردازد که در سال های جوانی زندگی عشایری را تجربه کرده بوده و بعد از سال ها شهر نشینی باز بی قرار سال های کوچ و زندگی عشایری است 

 

در این آدینه خلوت انیسم گشته خودکارم

ز درد و دوری و هجران شدیدا سخت بیمارم

دلم خوش بود شدم اسکان در این شهر و شلوغی ها

ندانستم که گم گردد مسیر و یوردِ دلدارم

شدم محو شلوغی ها و از ایلم شدم غافل

کجا رفت گبه و قالی کجا رفت دار و تمدارم

شدم رنجور و افسرده ندارم بال پروازی

به دور خویش میگردم خدایا مثل پرگارم

ببر قاصد پیام من به ایل و کوچ و قشلاقش

بگو جا مانده ای داری کمی صبر کن گرفتارم

به امیدی شدم اسکان که توفیقی شود حاصل

 ولی افسوس و صد افسوس گره افتاده در کارم

خدایا رحمتی فرما نجاتم ده از این زندان

که تا یابم دوباره من اجاق و کوچ و کوهسارم

قدرت الله مهرابی (منتشر شده در باصری آنلاین)

دختر ایل باصری

درباره ی علیرضا عزیزی

همچنین ببینید

ایل باصری

داستان های ایلی عشایری کاسه قابی مسی

داستان های ایلی عشایری این قسمت کاسه قابی مسی به قلم نامدار رستمی فصل پائیز …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *